خرید بک لینک
ساعت ۰۳:۰۰ خب در گذر آخر هفته های تهرانگردی امروز به همراه "ف" دیروز رفتیم پارک ملت و نمایشگاه چیز میزای استانی گذاشته بودن که جالب بود، یخورده تو پارک چیپس خوردیم و رفتیم سینما ملت و فیلم بمب یک عاشق

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

دیشب خواب دیدم که یه جمعی هستیم و خداحافظی که میکنم کراش جان هم خداحافظی میکند و باهم به سمت خوابگاه قدم میزنیم. یادمه یسری سوال هم پرسیدم :) خدا قسمت کنه :))) داشتیم قدم میزدیم که هم اتاقیم اومد تو اتاق و با صدای در بیدار شدم :( انشالله امشب هم ببینیم بانو رو :))

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

ساعت ۰۲:۲۶ است! خب من سیگاری نیستم ولی دیشب خواب دیدم که دارم تو خوابگاه سیگار میکشم :/و خب جالبیش این بود که با خودم قرار گذاشته بودم دو نخ بکشم :))بعد دو نخ هم از جمع دوستان جدا شدم.بعد حس بدی داشتم

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

خب انسان داره به تباهی کشیده میشه

من اینو دارم تو اطرافیانم میبینم
به مرور از دبیرستان خوابمون خراب شد و سعیمون بر این بود که دیرتر بخوابیم :))
و واقعا این بده
من دارم اذیت میشم به شدت و حس میکنم این قضیه تاثیر زیادی به کیفیت زندگی افراد داره و قراره جامعه نابود شه :/ انشالله درست میشه (ایز ایت گوینگ تو بی بتر ار نات؟)

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

به بهامشب واقعا شب خوبی بود رفتم دانشگاه امیرکبیر که یکی از دوستانی که دانشگاه تهرانی بود رو اونجا ببینم :)) پشمام واقعا (امیرحسین رو)و ندیدمش ولی ممدحسین رو دیدماز قضا فردا تولد ممدحسینه فردا که چه ع

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

عِم!دانشگاه تعطیل شد و من دیگه تو وبلاگ چیزی ننوشتم، نه اینکه چیزی نباشه که بنویسم، چیزای زیادی هست واقعا ولی دستم نمیرفت سمت نوشتن! مهم ترینش حسین بود! حسین غیر حسین دانشگاه :)) حرفای معنوی سنگینی زد

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

والا آدم میبرّه دیگه! با الف شین سر مسائل کلاس های شهر به مشکل خوردم، راستش همه به مشکل خوردیم، اون تو مدرسه تبلیغ منفی میکرد و مسئولین مدرسه هم بدجور ناراحت بودن ازش. زیاده خواه بود. و انتظار داشت

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

دیروز، یعنی چهارشنبه، معادل با روز قبل ولنتاین، خانم تا ساعت ۷ اینا موند تو دانشگاه و بعد رفت! حضور پسرا احتمالا باعث شد که نرم سراغش!
والا اخیرا یه شک عظیمی دارم که آیا کلا عاشقم و عشق وجود داره اینجا یا نه؟ و نمیدونم! حداقل الان نمیدونم ولی دوست دارم که باشه :)

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

اینکه یه دختر با توجه به اینکه میدونه یه پسر داره بهش زل میزنه، تمام تلاشش رو میکنه که چشمشون بهم نیوفته، نشونه چیه؟ خدا به خیر بگذرونه :))

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

به صورت عجیبی در طول کلاس های دانشگاه در دو سه روز اخیر بی حال بودم! واقعا نمیدونم چرا! سر هیچ کلاسی کاملا هوشیار نبودم. و تایم هاییم سر بعضی کلاسا تقریبا خوابیدم.

بنده از این وضعیت راضی نیستم. بات آی ثینک ایت ایز گوینگ تو بی بتر!

برچسب: نویسنده: سینا محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:32

صفحه بندی